که فرهنگ آرايش جان بود.

زندگي تنها با کوشش استمرار مي يابد.درد ، رنج، دلتنگي، ترس، ناکامي و بيزاري تقريباً هر لحظه سايه وار آدمي را دنبال مي کنند.او نيازمند ياري، دلگرمي، الهام ، اميد، آسايش ، اطمينان و دلداري است تا بتواند به نبرد زندگي ادامه دهد .در اين راه تدبيرهاي فرهنگي به آدمي مدد مي رساند.پس مي توانيم بر آن باشيم که فرهنگ مفهومي از قدرت و اعتماد به آدمي مي بخشد و اورا مطمئن مي سازد که زندگاني ارزش زيستن را دارد و به او جرات مي دهد که آن را تاب آورد و هر گاه آدمي با شکست يا ناکامي روبرو گردد به او آرامش دل و قدرت تحمل مي بخشد و برايش مددکاران الهي و انساني فراهم مي آورد ، خستگي را مغلوب مي کند و زندگي را به نحوي لذت بخش و هيجان آور گورا مي سازد.به سخن کوتاه فرهنگ‌در ذهن آدمي تصوري از اهميت قدرت مطلق ( همه تواني) و علم مطلق ( همه داني) پديد مي آورد.

فردوسي اين ابر مرد تاريخ ادب و انديشه سنگ‌بنايي را با خميره ي خرد و حکمت و انديشه بنيان نهاد که گذر زمان و باد و باران نتوانست خللي در تارو پود مستحکم آن پديد آورد( که از باد و باران نيابد گزند) در انديشه حکيم فرزانه طوس، فرهنگ‌روح پنهان همه مناسبات است آنچه بر پايه ي آن‌تمامي امور حيات فردي و جمعي انسان شکل مي گيرد .فرهنگ‌همه ادب و اخلاقي است که نوع رابطه انسان را با خودش ، طبيعت و مبداء هستي تعيين مي کند .

دانشي مرد بزرگ هزار سال پيش فرهنگ را آرايش جان مي خواند که از رهگذر آن تندرستي روان نيز پديدار مي شود.

زدانا بپرسيد پس دادگر

که فرهنگ‌بهتر بود يا گهر

چنين داد پاسخ بدو رهنمون

که فرهنگ‌باشد زگوهر فزون

که فرهنگ آرايش جان بود

زگوهر سخن گفتن آسان بود

گهر بي هنر خوار است و سست

به فرهنگ‌باشد روان تندرست.

شاعر بلند آوازه ملي انسان هاي بافرهنگ‌را بي آزار و سودمند مي پندارد

بي آزاري و سود مندي گزين

که اين است فرهنگ‌و آئين و دين

و يا در جاي ديگري مي گويد.

دلت زنده باشد به فرهنگ و هوش

به بَد در جهان تا تواني مکوش

ودر نهايت اين که ..

زِ فرهنگ و از دانش آموختن

سِزد گر دلش يابد افروختن.

انسان فرهنگ مدار و خردمند انسان پاکزاد و پاک سرشتي است که داراي ََمَنِش برتري مي باشد.

خنک در جهان مردِ برتر منش

که پاکي و شرم است  پيراهنش

به جز فرهنگ،‌ خرد، داد و شادي از ارکان انديشه فردوسي محسوب مي شود .هرگونه درخشش فردي در منظر فردوسي از بستر فرهنگ و اخلاق مي گذرد.به شرط حيات زين پس آموزه هاي اخلاقي و فرهنگي شاهنامه را در همين ستون مشاهده خواهيد کرد.

                        فرامرز مولايي

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *