چو پيش آيدت روزگار درشت.

جنگ‌در قاموس ستمگر و ستمديده ، غارتگر و غارت شده ، استعمارگر و استعمارشده و متجاوز و مدافع بکلي از يکديگر جداست و جنگ و خونريزي استيلاجويانه از جنگ دفاعي آزاديخواهانه با وجود اشتراک در لفظ جنگ از لحاظ انگيزه و اهداف جداست.

فردوسي با هوشمندي و خردمندي خاص متوجه اين نکته مهم و بنيادي بوده بطوريکه جنگاوري و جنگجويي را از هم متمايز مي کند و جنگجويي را نکوهش کرده( چرا که جنگجويي توام با ستيزه جويي ويرانگرايانه و خرد سوزانه به قصد تعرض و تعدي و افزون خواهي از نظر وي مردود است )  اما جنگ آوري ، سلحشوري ، ابراز شجاعت و مردانگي را در ميدان نبردبه شدت تحسين مي کند چرا که روح سلحشوري و جنگاوري در مقام دفاع مانع از استمرار تعرض و تعدي دشمن مي شود

به دشمن هر آنکس که بنمود پشت

شود زان سپس روزگارش درشت

جنگ‌هاي بي امان ، مداوم و درنگ ناپذير  ايرانيان و تورانيان و بطور کلي بيگانگان در شاهنامه بخوبي نشان مي دهد که فردوسي عليرغم آگاهي به ويرانگري ها و ضايعات مالي و تلفات جاني و آثار شوم فرهنگي جنگ به مقتضاي مردم دوستي و ارج و اهميت دفاع شرافتمندانه از هستي و ارزشها را اجتناب ناپذير مي داند مردن باعزت در پيکار با دشمن را بر زندگي بزدلانه ترجيح مي دهد.

چنين گفت موبد که مردن بنام

به از زنده دشمن بر او شاد کام .

و يا اين توصيه زيبا

که خيره به بدخواه منماي پشت

چو پيش آيدت روزگار درشت

و نيز

زبدها نبايدت پرهيز کرد

چو پيش آيدت روزگار نبرد.

در داستان رستم و خاقان چين شکوه ايرانيان را در نگاه سرکرده چينيان مي بينيم( خوشتر آن باشد که سرّ دلبران گفته آيد در حديث ديگران)

چو از دور خاقان چين بنگريد

خروش سواران ايران شنيد

پسند آمد و گفت اينک سپاه

سواران مرد افکن رزمخواه

هنر نزد ايرانيان است و بس

ندارند شيرژيان را به کس

همه يکدلانند يزدان شناس

به گيتي ندارند از کس هراس.

نکته ديگري که حائز اهميت است اين که ايرانيان هميشه نگهبان مرزهاي خود بوده اند جنگهايي هم که درآن وارد شده اند براي دفاع از مرزهاي جغرافيايي و انساني خود بوده .کين خواهي ايرانيان را نيز در همين چهارچوب مي توان ديد چرا که در انديشه فردوسي کين خواهي عين داد و عدالت است ( ظالم بايد به سزاي اعمال ظالمانه خود برسد وگرنه ظلم پايدار مي ماند)

و سخن آخر و جاودانه حکيم توس که

زبهر برو بوم و فرزند خويش

زن و کودک و خرد و پيوند خويش

همه سر به سر تن به کشتن دهيم

از آن به که کشور به دشمن دهيم

فرامرز مولايي

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *