
بحران آب در منطقه بالادست سد نمرود، دیگر موضوعی نیست که بتوان آن را صرفاً با افزایش منابع آب یا اجرای طرحهای انتقال و تأمین آب مدیریت کرد. در شرایطی که منابع آبی محدود و بارندگیها نامنظم شدهاند، کنترل میزان و نوع کشت در بالادست سد نمرود یکی از مهمترین اقدامات برای حفظ منابع آب و تأمین پایدار آب در پاییندست به شمار میرود.
کشت محصولات پرمصرف در بالادست، بهویژه در مناطقی که از منابع سطحی و زیرزمینی برای آبیاری استفاده میکنند، میتواند فشار مضاعفی بر سفرههای زیرزمینی و جریانهای ورودی به سد وارد کند. اگر بدون توجه به ظرفیت واقعی منابع آب، سطح زیرکشت افزایش پیدا کند، نتیجه آن کاهش ذخایر آبی، افت سطح آبهای زیرزمینی و در نهایت تشدید تنش آبی در پاییندست خواهد بود.
بنابراین لازم است سطح زیرکشت متناسب با ظرفیت آبی هر منطقه تعیین و کنترل شود و توسعه کشت محصولات آببر متوقف یا محدود شود. این اقدام البته نباید به معنای نادیده گرفتن معیشت کشاورزان باشد؛ بلکه باید همراه با حمایتهای دولتی، پرداخت مشوق برای کاهش کشت، تغییر الگوی کشت، توسعه آبیاری نوین و جایگزینی محصولات کمآببر انجام شود.
از سوی دیگر، مدیریت منابع آب باید بر پایه اندازهگیری واقعی برداشتها و نظارت بر چاهها و منابع آب سطحی صورت گیرد. نمیتوان از مردم پاییندست انتظار صرفهجویی داشت، اما در بالادست بدون توجه به ظرفیت منابع، اجازه افزایش بیضابطه مصرف آب را داد.
سد نمرود تنها یک سازه بتنی نیست؛ بخشی از یک زنجیره حیاتی آب است که زندگی، کشاورزی و صنعت مناطق پاییندست به آن وابسته است. بنابراین مدیریت آب باید از سرچشمه آغاز شود. کنترل میزان کشت در بالادست، مدیریت برداشتها و رعایت حقابهها، در کنار حمایت از کشاورزان، میتواند یکی از گامهای اساسی برای جلوگیری از تشدید بحران آب در منطقه باشد.
امروز تصمیمگیری درباره میزان کشت، در واقع تصمیمگیری درباره آینده آب منطقه است؛ زیرا هر هکتار کشت اضافه، اگر بدون پشتوانه آبی باشد، میتواند به معنای برداشت بیشتر از ذخایر محدود آبی و کاهش سهم نسلهای آینده باشد.
